جلوگيري شود. وقتي بونيفاكيوس هشتم در سال 1294 بر كرسي پطروس حواري تكيه زد و به مقام پاپي رسيد، خود را با دو فرمانرواي نيرومند روبهرو يافت، يعني ادوارد اول لنگ دراز (172 - 1307) و فيليپ زيبا (1285 - 1314)، كه هر دو به همان جديت وي از امتيازهاي ويژهٴ خويش پاسداري ميكردند و مصمم بودند به قيمت نابودي وي بر قدرت خويش بيفزايند. كافي است دو حادثهٴ عمده را يادآور شويم. در ماه آوريل 1303 بونيفاكيوس، فيليپ را تكفير كرد و حاضر به خلع او شد، ولي درماه سپتامبر همان سال خودش به دست افراد شاه در آناني اسير شد، مورد بدرفتاري قرار گرفت و به زندان افتاد.1 پاپ نجات يافت، به رم برده شد و اندكي بعد از غصه مرد (در 11 اكتبر).
اين حوادث با همان سرعتي پشت سر هم روي داد كه جنايات و مرگ در يك تراژدي اتفاق ميافتند. دستگاه پاپي هرگز از ضربت ماجراي آناني كاملاً قد راست نكرد و بونيفاكيوس ايتاليايي آخرين پاپ هيلدبراندي2 بود. پس از او و دوستش قديس بنديكتوس يازدهم دومينيكي ايتاليايي، كه ايام زمامدارياش به عنوان پاپ سخت مستعجل بود (پروجا 1303 - 1304)، مسند پاپي در اختيار سلسلهاي از پاپهاي فرانسوي قرار گرفت.3
نخستين اينان، يعني برتران دوگوت در نزديكي بردو، درگويان، زاده شد و از اين رو از اتباع شاه فرانسه نبود، ولي بهزودي به حزب فيليپ پيوست. هنگام انتخابش به مقام پاپي (1305) سراسقف بردو بود و پس از رسيدن به اين مقام نام كلمنس پنجم را برخود نهاد. شاه و پاپ در ليون ملاقات كردند و كاملاً با يكديگر به تفاهم رسيدند. فيليپ عقل كل بود و پاپ را مجبور ميكرد (از جمله درمحاكمهٴ شهسواران معبد) از آنچه تمايل داشت فراتر رود. كلمنس در ليون و سپس در پواتيه مستقر شد؛ او نميتوانست به ايتاليا بازگردد، با اينهمه، ميخواست اندكي دورتر از دسترس فيليپ باشد، از اين رو به آوينيون عزيمت كرد (1309). اين ناحيه در كنتاونسن قرار داشت (كه از 1274 به پاپها تعلق گرفته بود). اين آغاز ((اسارت بابلي)) بود كه شصت و هفت سال (1309 - 1376) ادامه يافت و سقوط دستگاه پاپي را تشديد كرد. شك